کوهنوردی، یک رفت و برگشت و دانش ناشی از آن

کمی درددل دارم برای ثبت در خاطرات مکتوبم.
دیشب در باشگاه دماوند ارائهٔ برنامهای بود که من هم بخشی از آن بودم؛ شاید بشود گفت برنامهای که استارت بازگشت من به عرصهٔ کوهنوردی و یخنوردی باشد. گزارش تمرینهای یخنوردی خور را قبلاً نوشتهام: آبشار شماره ۵ و آبشار کرجیها.
دیشب و امروز خیلی به این فکر کردم که چه شد فاصله گرفتم، چه شد دوباره میخواهم استارت بزنم، و از این فاصله چه چیزی مانده.
چه شد که فاصله گرفتم
چند سال پیش استاد محمد فراهانی به من اعتماد کرد و فرصتی در اختیارم گذاشت که شاید کمتر کسی با میزان تجربهٔ من — تجربهٔ حضور در جامعهٔ کوهنوردی — در آن سطح قرار گرفته بود. اما چه شد که فاصله گرفتم؟
اینکه خیلیها در عمل منکر این حقایقاند که مدیریت یک علم است، روابط عمومی یک علم است، تولید محتوا یک علم است، تربیت بدنی یک علم است، و برای به بار نشستن کار باید علاوه بر داشتن این علوم، آنها را به کار بست و صبر کرد تا به بار بنشیند.
آن روزی که استاد به من اعتماد کرد، من هم برای افزایش دانشم همزمان شروع کردم به مطالعهٔ اصول مدیریت باشگاه و بعد از چند ماه رسماً تحصیل MBA را در مقطع ارشد دانشگاه خوارزمی شروع کردم. اما در عرصهٔ عمل کارشکنیها شروع شد — اکثراً از روی دلسوزی، اما به شیوهٔ دوستی خالهخرسه — و البته تخریبها و حتی تهدیدها و توهینها؛ تا حدی که فشار روانی موضوع روی سلامت جسمانیام اثر شدید گذاشت و ترجیح دادم کنارهگیری کنم و به سلامت جسمم برسم.
دانشی که از این فاصله ماند
الان که دانش علمیاش را هم تا حد زیادی یاد گرفتهام، تعداد قابل توجهی باشگاه کوهنوردی دیگر را هم آنالیز علمی کردهام، خیلی دقیقتر میتوانم بفهمم چرا سطح این ورزش در شرایط فعلی است و چرا باشگاههایمان وضعیت فعلی را دارند.
اما در این مرز و بوم، نه فقط در کوهنوردی، در همهٔ ارکان زندگیمان اگر حرف از اصول علمی بزنی، میزنند تو دهنت و میگویند این کار باید بشود چون من میگویم؛ چهل سال پیش که من علمچال بودم، تو کجا بودی.
چه شد که برگشتم
فرصت دیگری توسط استاد دیگری، خانم ابریشمی، اینبار نه برای مدیریت بلکه برای تمرین در اختیار من قرار گرفت؛ تمریناتی که با اصول علمی هماهنگی داشت و مرا به عشقم — طبیعت زیبا و وحشی کوهستان — برمیگرداند. امروز شاید خیلی بهتر میفهمم اطرافم چه خبر است و هرچند بهخاطر تجربهٔ قبلی از خیلی چیزها گریزانم، توانستم تجربهٔ بسیار لذتبخشی در کوهستان داشته باشم.
باید تشکر کنم از اساتیدی چون محمد فراهانی و پرستو ابریشمی که مستقیم دستم را گرفتند، و حامد کرامت و کاوه کاشفی که در یک سال اخیر به دلایل مختلف در مسیر راهم قرار گرفتند و خیلی چیزها به من یاد دادند.